http://178.131.1.242:7001/welcome.jsp
طریقه خواندن حروف حروف مقطعه در قرآن
حروف مقطعه 14 حرف است (حق نمسکه علی صراط )
29 سوره قرآن با این حروف آغاز شده است
|
طریقه خواندن |
حروف |
طریقه خواندن |
حروف |
|
الف لام میم را |
المر |
صاد |
ص |
|
الف لام میم صاد |
المص |
قاف |
ق
|
|
کاف ها یا عین صاد |
کهیعص |
نون |
ن
|
|
حا میم عین سین قاف |
حمعسق |
طا ها |
طه
|
|
الف لام را |
الر |
حا میم |
حم
|
|
طا سین میم |
طسم |
طا سین |
طس
|
|
الف لام میم |
الم |
یا سین |
یس
|
کلماتی که زیر آن خط کشیده شده مد دارند یعنی باید مقداری آن را بکشیم
خلاصه تجوید قرآن
مباحث تجوید
طریقه خواندن حروف مقطعه – همزه قطع و وصل – اشباع – وقف – مخارج حروف – صفات حروف احکام حروف - اظهار-اخفا-ابدال- باب ادغام - مد و قصر - موارد سکت در قران
تعریف تجوید: تکمیل و نیکو گردانیدن و در اصطلاح: درست و صحیح تلفظ نمودن حرف از نظر مخرج،صفات و احکام ان
فایده تجوید:حروف از مخرج حقیقی خود تلفظ می شوند و در نتیجه معنی الفاظ قران تغییر نمی کند ب: صفات و احکام حروف دقیق رعایت می گردد ج: قران به روش نبوی و لهجه عربی ونیز زیباتر تلاوت می شود 0 تجوید از سه بخش تشکیل می شود:الف: مخارج حروف ب: صفات حروف ج: احکام حروف
صفات حروف شامل : صفات متضاد و غیر متضاد
صفات متضاد شامل :استعلا و استفال - شدت و رخوت- اطباق وانفتاح – جهر و همس – اصمات و اذلاق
صفات غیر متضاد شامل: قلقله غنه صفیر نبره لین تکریر تفشّی استطاله- تسهیل- حذف
مخارج حروف: جایی که حرف از آن جا تلفظ می گردد0 شمل : حلق – لهات- دهان – لب ها (شفتین)
لهات : تکه گوشت مخروطی شکل است که در انتهای سقف دهان قرار داردوبین دهان و حلق قرار دارد0حروف قاف و کاف از این موضع می باشد0
مخرج حروف ث ذ ض ظ : دندان ثنایا بالا و مخرج حروف ز س ص : ثنایا پایین
صفت در اصطلاح یعنی حالت و کیفیتهای مختلفی که به هنگام تلفظ حرف دردستگاه تکلم به وجود می اید
احکام حروف در اصطلاح به حالاتی که برای حرف به هنگام ترکیب با حروف دیگر به وجود می اید
فایده احکام حروف : زیبایی و جذابیت در تلاوت و حرف آسان و بدون تکلف تلفظ می شود شامل: احکام راء – لام – میم – تنوین و نون ساکن – ادغام – مد و قصر
مد وقصر: مد یعنی کشیدن صوت در حروف مدی بیش از میزان طبیعی قصر یعنی کوتاهی ضد مد است وتلفظ حرف مدی به میزان طبیعی
حروف مدی: عبارتند از(ا) الف ساکن ماقبل مفتوح (ی) یای ساکن ماقبل مکسور(و) واوساکن ماقبل مضموم
سبب مد: همزه وسکون – ونیز تشدید به خاطر اینکه یک حرف ساکن درآن نهفته است سبب مد به حساب می آید 0مد بر دونوع است: مد طبیعی و مد غیر طبیعی :مد طبیعی مدی است که بعداز حرف مد سبب مد نباشد 0 مد غیر طبیعی مدی است که حرف مد وسبب مد با هم باشند
مدی که سبب ان همزه باشد دونوع است: مد متصل- مد منفصل
مدی که سبب ان سکون باشد سه نوع است: مد لازم - مد عارضی ومدلین
مد متصل(واجب): مدی است که حرف مد وسبب مددریک کلام باشد : یشاء مقدار کشش 4یا 5 حرکت درزمان وقف6حرکت
مدمنفصل(جایز) مدی است که حرف مددرآخرکلمه وهمزه درابتدای کلمه بعدباشدومقدارآن دو تاپنج حرکت است مانند:ربنا انک- میزان کشش2یا4یا5حرکت- این مد نباید از مد متصل بیشتر شود
مد لازم: اگر بعد از حرف مد سکون ذاتی باشد مد لازم گویند مانند کلمه "لام" که- میم آن همیشه ساکن است 0 مقدار کشش در این مد 6حرکت می باشد
مد عارضی: که بعد از حرف مد سکون آن در اثر وقف باشد: عَلیمً 0 مقدار حرکت با صوت 2یا4تا 6حرکت
مد لین: اگر بعدازحرف لین (ی- و- ماقبل مفتوح) سکون عارضی واقع شود مد لین گویند مقدارکشش2-4-6حرکت مانند : بَیتٍ خَوفٌ
در حروف مقطعه مدمتصل ومنفصل وعارضی وجود ندارد مد لین هم دومورداست در عین سکون ذاتی است مانند : کهعص حم عسق
الف : بعداز حروف - خ – ص –ض – ط- ظ – غ – ق – ر – به صورت درشت وپر حجم ادا می شود دربقیه حروف نازک وکم حجم ادا می شود مانند خاف – ران – ضا ق – قال -شش کلمه در قرآن آمده که با واو مدی نوشته می شوند ولی واو خوانده نمی شود : اُولی – اُولوا – اُولات – اُولاء - اُولئک- سَاُوریکم ( اُلی – اُلوا- اُلات- اُلاء – اُلئک- سَاُریکم)
تعریف اشباع: یعنی تبدیل صدای کوتاه به صدای کشیده
اشباع هاء ضمیر:اگر قبل از - هاء ضمیر حرکت فتحه َ یا ضمه ُ بیاید هو خوانده می شود واگر کسره بیاید هی خوانده می شود- لََهُ = لهو ما لُهُ = مالهو بِهِ = بهی اگرقبل از هاء ساکن باشد وبعداز آن حرکت داشته باشداشباع نمی شود مانند: منهُ- اِلَیهِ - یااگر قبل از هاء حرکت باشد وبعداز آن ساکن یاتشدید باشد باز اشباع نمی شود مانند : لَهُ الحَمد – دونِهِ الباطِل- بِهِ الذینَ اگرقبل از هاء ضمیرحروف مدی باشد نیز اشباع نمی شود مانند: اَخوهُ – فیهِ - هَداهُ اگر قبل از هاء (ا- و- ی- )بیاید درحکم ساکن است- فیهِ 0استثناء:1- ویخلُدُ فیهِ مُهانا دراینجا فیه اشباع میشود فیهی 2- یرضَهُ لَکُم اشباع نمی شودچون دراصل یرضاه بوده3- درما نَفَقَهُ کثیرا اشباع نمی شود چون ذاتی است4- در هذه باوجود ذاتی بودن اشباع می شود5- هاء ضمیر همیشه متحرک است بجز دو کلمه –اَرجِه – فَاَلقِه که برخلاف قاعده به سکون روایت شده است 0 ادغام:
درهفت موردادغام صورت می گیرد: 1- دوحرف مثل هم که اولی ساکن باشد ودومی متحرک: هل لنا تَستِع عَلَیهِ 2- هرگاه بعد از تنوین یا نون ساکن 6حرف ی- ر- م- ل – و- ن- (یرملون) بیاید تنوین یا نون ساکن در یرملون ادغام می شود یعنی تنوین یا نون ساکن خوانده نمی شود وروی حرف یرملون تشدید می گذاریم مانند: مَن یشاء= میّشاء مِن وَلی ولانصیر = مِوّلی وّلانصیر
3-ادغام "ق" در" ک": نخلُقکُم (مرسلات 2 ( 4 - ادغام" ب" در" م" اِرکب مَعنا(هود42) 5-ادغام "ل" در "ر" فَقُل رَبُّکم بَل رَبَّکُم بَل رَفَعَ الله 6- ادغام (ث ذ ظ) در یکد یگردر صورتی که اولی ساکن باشد اذ ظَلَمتُم یَلهَث ذالک اذ ظَلَموا- 7- ادغام (ت د ط) در یکدیگر لَقد تابَ اُجیبَت دَعوَتُکُما قالت طائفةً اَحطتُ استثناء: قنوان- صنوان - دنیا – بنیان ادغام نمی شوند
احکام تنوین و نون ساکن :
قبل از حروف حلقی"اظهار" قبل از یرملون"ادغام" قبل از باء "قلب به میم" قبل از بقیه حروف "اخفاء" می شود
تنوین ونون ساکنه، حکمش بدان ای هوشیار کزحکم آن زینت بود، اندر کلام کردگار
درحرف حلق اظهار کن، دریرملون ادغام کن درحرف باء قلب به میم، در ما بقی اخفاء کن
تنوین همیشه برسر اسم می اید دردو مورد بر سر فعل آمده و آن نشانه نون تاکید خفیفه می باشد : لَیَکُوناً - لَنَسفَعاً 0حروف حلقی عبارتند از : شش حرف - همزه (ء) هاء (ه) ع- غ – ح – خ-
ابدال (اقلاب) : هرگاه بعد از تنوین با نون ساکن حرف (ب )بیاید تنوین یا نون ساکن تبدیل به( م )می شود - مِن بعد= ممبعد
اظهار(ن)و(م)ساکن: هرگاه نون ساکن وتنوین به حروف حلقی برسد اظهار می شود- یعنی نون از مخرج خودوبه طور عادی ادا می شود
(م)ساکن هم قبل ازتمام حروف بجز(م – ب) اظهار می شود0 هنگام ا ظهار" م" ساکن قبل ازحروف (ف – و) دقت بیشتری شود تادر( ف) اخفاء ودر (و) ادغام نشود 0لکم فیها – یمدّهم فی – انفُسهم واموالهم - امواتٌ
اخفاء (ن) و (م)ساکن : اخفاء درلغت به معنی مخفی کردن است - درقرائت عبارت است از "ادای حرف درحالتی بین اظهار وادغام همراه با غنه به نحوی که حرف بعدی مشدد تلفظ نگردد0
(ن)ساکن قبل از تمام حروف بجز (یرملون- حلقی- ب-) اخفاء می شود - یعنی نون وتنوین به صورت غنه ادا می شود- میم ساکن قبل از حرف – ب – نیز اخفاء می شود می شود- ام به – ربهم بهم – بینهم بالقسط0 اخفاء درحروف استعلاء (خ- ص- ض- ط- ظ- غ- ق- )وحروف اطباق (ص- ض-ط- ظ-)درشت وپرحجم ولی دربقیه حروف رقیق تر ادا می شود-
استعلاء: به معنی – میل به بلندی- ودراصطلاح قرائت عبارت است از : میل ریشه زبان به طرف کام بالا درهنگام تلفظ حروف ودرنتیجه حرف درشت وپرحجم تلفظ می شود-0
حروف استعلاء عبارتنداز(خ- ص- ض- ط- ظ- غ- ق-)
استفال(ضداستعلاء) یعنی پایین آمدن ریشه زبان درهنگام تلفظ حرف- وموجب نازک وکم حجم تلفظ شدن حرف می گردد- تمام حروف بجز(استعلاء واطباق)استفال می باشند
0اطباق : در قرائت عبارت است از "منطبق شدن بخشی از سطح زبان با سقف دهان درهنگام تلفظ حرف این صفت موجب درشت تروپرحجم تراداشدن حروف اطباق ازسایر حروف استعلاء می شود
حروف اطباق عبارتنداز(ص- ض-ط- ظ-)
انفتاح: ضد اطباق یعنی گشودن وباز شدن در اصطلاح دور بودن سطح زبان از سقف دهان در بین تلفظ حرف- این صفت کاربرد عملی ندارد بغیر از اطباق بقیه حروف انفتاح هستند
حرف میم : میم ساکن در حرف "میم" بعداز خودش ادغام می شود- ودرحرف (ب )اخفاءهمراه با غنه تلفظ وادا می شود0 میم ساکن دربقیه حروف اظهار می گردد
غنّه : فضای بینی را "خَیشوم" وصدایی را که از آن خارج می شود" غُنه" گویند-
موارد غنه از شدت به ضعف :1- میم ونون مشدد2 -ادغام میم درمیم 3 - ادغام نون ساکن وتنوین درمیم ونون4 - میم ساکن ونون ساکن 5 - ابدال
علامت های وقف:
"م" نشانه وقف لازم است: یعنی وقف حتمی است واگر وقف نشود معنی کلام تغییر پیدا می کند
"ط" وقف مطلق: دراین موضع تاکید می شودوقف شودوابتدا به مابعد نیز خوب است ومعنی جمله کامل است وجمله مابعد ارتباطی به ماقبل ندارد-
"ج" وقف جایز است: یعنی وقف ووصل هردو جایز است
"ز"وقف مجوَز :یعنی وقف جایز است ولی وصل آن بهتراست
"ص"وقف مرخص: وآن درجایی است که کلام طولانی است وخواندن آن بایک نفس ممکن نیست0 ودرصورت کمبود نفس می توان وقف کرد وسپس از کلمه بعد شروع به قرائت نمود
"لا" عدم وقف :واگردراثرتنگی نفس مجبوربه وقف شویم،باید بلافاصله ازمحل مناسبی قبل از موضع وقف ،ابتداشود زیرا جمله مابعد کاملا به ماقبل ارتباط دارد0
"قلی" نشانه اولویت وقف است - "صلی" نشانه اولویت وصل است
وقف معانقه: که علامت ان دو مجموعه سه نقطه) :0 :0 )بالای دو کلمه نزدیک به هم قرار می گیرد که در صورت وقف بر مورد اول، بر مورد دوم نمی توان وقف کرد
تفخیم وترقیق
تفخیم درقرائت یعنی درشت وپرحجم ادانمودن حرف به طوری که دهان از صدای آن حرف پرشود
تمام حروف استعلاء تفخیم می شوندوحروف اطباق"ص- ض- ط- ظ" ازتفخیم بیشتری برخوردارند
تفخیم درحروف مفتوح زیادتر ودرحروف مضموم وساکن متوسط ودرحروف مکسور کمتراست
ترقیق درقرائت یعنی نازک وکم حجم ادا نمودن صدای حرف0تمام حروف بجز حروف استعلاء ترقیق می شوند بجز "ر- ل- " که بعضی موارد تفخیم می شوند0الف مدی تابع ماقبل است یعنی اگرحرفی تفخیم شود الف هم تفخیم می شود واگر حرفی ترقیق شود الف مدی هم ترقیق می شود
احکام راء : تفخیم راءدر6مورد:
"ر" مفتوح ومضموم تفخیم می شود0رَدِفَ – رُزقَ – رَبکَ
"ر" ساکن ماقبل مفتوح ومضموم تفخیم می شود0 مَرعی- بِحَربٍ- اُرسِلَ
"ر" ساکن بعداز همزه وصل تفخیم می شود گرچه قبل از"ر" کسره باشد 0لِمَنِ ارتَضی- اَمِ ارتابوا – اِرجعی
"ر"ساکن وماقبل ساکن و ماقبل ماقبل مفتوح با مضموم تفخیم می شود0این حالت درهنگام وقف پیش می آید: والفَجر- وَالعَصر- لَفی خُسر- کُفر – قَدر
"ر" ساکن قبل از حروف استعلاء اگر دریک کلمه باشد تفخیم می شود ،گرچه قبل از آن کسره باشد
5 کلمه در قران وجود دارد- قِرطاس- مِرصاداً- فِرقَةٍ- اِرصاداً – لَبِالمِرصاد-
"ر" ساکن و ماقبل ان الف یا واو مدی باشد: نار – بِمقدار- شکور- نور
موارد ترقیق راء در چهار مورد:
"ر" مکسور ترقیق می شود0 رِزقاً – انذرِالناسَ- ذُریّتهُ –
ر" ساکن ماقبل مکسور ترقیق می شود0 فاَنذِر – بَشِرهُم –– مرِیضاًًًً – فِرعون - اُمِرتُ
"ر" ساکن وماقبل "ی" ساکن ترقیق می شود0 گرچه ماقبل هردو ساکن مفتوح باشد0 خَیر- سَیر- طَیر- کبیر – مصیر- خبیر
"ر" ساکن وماقبل ساکن وماقبل ماقبل مکسور ترقیق می شود0این حالت در هنگام وقف پیش می آید
مانند سِحر- - ذِکر- وِزر-
مواردزیر دو وجهی است: یعنی هم تفخیم وهم ترقیق می شوند: فِرق(اولویت باتفخیم)- مِصر(اولویت باتفخیم)- قِطر(اولویت باترقیق)قاعده کلی در رابطه با حرف "ر" این است که فتحه و ضمه عامل تفخیم وکسره عامل ترقیق است
حرف "راء : در کلمه مجرَئها به صورت اماله کبری قرائت می شود ودرنتیجه ترقیق می شود
راء در کلمه فِرق هم تفخیم است چون بعد از آن حرف استعلا است وهم ترقیق است چون قبل از آن کسره دارد
حرف "ل" :اصل در تلفظ"ل" ترقیق است وتنها درلفظ جلاله الله ، اگر ماقبل آن فتحه یا ضمه باشد تلغیظ تلفظ می شود - تلغیظ مترادف تفخیم است 0مانند خَتَمَ الله - هوَالله ولی اگر ماقبل آن کسره باشد حرف "ل" ترقیق می شود مانند فی سبیلِ الله- بسم الله
موارد سکت درقران: سکت یعنی قطع کوتاه صوت بدون تجدبد نفس و سپس ادامه قرائت سکت به هنگام وصل است و اگر وقف شود دیگر سکت لازم نیست0 4 مورد در قرآن آمده است0عِوَجاً قَیِّماً (کهف اخر ایه اول) اگر سکت نشود قیما صفت برای عوجا می شود و غلط است قیما یعنی راستی ولی عوجا یعنی کجی 0 من مَرقَدِنا هذا( یس52)اگر سکت نشودهذا اشاره مرقدنا می شود درحالی که هذا اشاره به وعده خداوند است0 وقیل من راق( َقیامة(27 چون موقع ادغام مَرّاق می شود که صیغه مبالغه مارق می باشد به معنی خروج کننده از دین است وغلط است0 بل رانَ (مطففین 14 )چون اگر ادغام کنیم ، بَرّان می شود و به معنی دو انسان نیکوکار است و با مفهوم آیه سازگار نیست
سوره هایی که سجده واجب دارند عبارتند از: سوره فصلت آیه37- سوره علق آیه آخر- سوره نجم آیه62- سوره سجده آیه15
شدت: یعنی قوت و سختی – در اصطلاح قطع شدن جریان صوت و نفس در خلال تلفظ حرف - حروفی که شدت دارند: أب ت ج د ط ق ک
صفت توسط: حالتی بین شدت و رخوت است حروف توسط: لُعِنَ مَّرَّ(ل ع ن م ر)
رخوت: یعنی نرمی و سستی در اصطلاح یعنی جریان داشتن صوت و نفس در خلال تلفظ حرف – بقیه حروف( بجز حروف شدت و توسط)صفت رخوت دارند
صفت همس: یعنی مخفی در اصطلاح عدم ارتعاش تارهای صوتی در نتیجه ایجاد صدایی نسبتا ضعیف در خلال تلفظ حرف که به صورت آهسته و ضعیف ادا می شوند واز ارتعاش خبری نیست
حروف همس: فَحَثهُ شَخصٌ سَکَتَ
صفت جهر: یعنی آشکار بودن و صدای قوی ودر اصطلاح ارتعاش تارهای صوتی ودر نتیجه ایجاد صدایی نسبتا قوی در خلال تلفظ حرف - حروف جهر: بقیه حروف بجز همس دارای جهر هستند
صفت اذلاق:یعنی تیزی زبان و در اصطلاح سرعت و روان تلفظ شدن حرف از مخرجش
حروف اذلاق: فرَّ مِن لُبَّ که این حروف باید بطور طبیعی ادا شوند
صفت اصمات: یعنی مانع شدن در اصطلاح به سختی وبا تانی ادا شدن حرف را گویند بجز حروف اذلاق بقیه حروف اصمات است البته این دو صفت اذلاق و اصمات کاربرد عملی ندارند
صفات غیر متضاد:
قلقله: یعنی جنبش و حرکت ، دراصطلاح یعنی" آزاد نمودن و ظاهر کردن صدای حرف در هنگام سکون" که اگر این حروف به صورت سکون تلفظ شوند برای شنونده مشخص نیست چه حرفی تلفظ می شود0 حروف قلقله عبارتند از: "قطب جد" در صورتی که این حروف ساکن باشند0 3حرف " قطب"موقع تلفظ متمایل به ضمه و 2حرف "جد" متمایل به کسره تلفظ می شوند
صفت صفیر:یعنی صوت شبیه صدای پرنده در اصطلاح صدای صوت مانندی است که در هنگام تلفظ حروف (ص ز س )شنیده می شود
صفت نبره:یعنی تسلط و اشراف در اصطلاح حالت سنگینی و تیزی که در حرف همزه وجود دارد این صفت مخصوص همزه است که به آن اثقل الحروف گویند
بقیه مطالب را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب
|
|
القطری
وی تحصیلاتش را در قطر به اتمام رسانده است. از شش سالگی به مدرسه رفته و در هشت سالگی شروع به حفظ قرآن کرده و توانسته نیمی از قرآن را از بر کند.اسم اصلی نزار القطری، نزار فضل الله روانی است (یعنی اسم پدرش فضل الله است) و در تاریخ پنجم ژوئن 1971 در قطر به دنیا آمده. او به زبان های عربی، فارسی، انگلیسی و اردو تسلط کامل دارد.نزار قطری دارای سه فرزند است با نام های کوثر، حسین و علی. نزار القطری مدتی مقیم لندن بوده است و در حال حاضر در کویت ساکن است.او همچنین توانسته است در کودکی، هفت بار بین همسالان خودش مقام اول در رشته حفظ قرآن را به دست آورد.مداحی را از 8 سالگی و با دو بیت از قصیده ای که مادرش زمزمه می کرد شروع کرد. جالب است که به خاطر اینکه از آن قصیده فقط دو بیت را حفظ کرده بود ، در مداحی هایش همان دو بیت را نزدیک به بیست بار می خواند!در همان ایام بود که روزی قصیده مشهور «خیرة الله من الخلق أبی» را خواند.و از آن زمان تا کنون در پایان تمام مجالسی که نزار قطری در آن مداحی می کند، این قصیده را تکرار می کند و هر شب آن را می خواند.نزار قطری 28 سال است که این قصیده را می خواند.
|
حرکت امام موسی صدر به بیروت
امام موسی صدراحساس کرد که شیعیان در جنوب لبنان از حقوق اساسی حود محرومند0آنها انسان به حساب نمی آیند 0چون تمام طایفه ها در لبنان
دارای مر کزیتی در لبنان بودند به جز شیعه0بنا بر این شیعیان که اکثریت مسلمانان لبنان هستند ودارای یک میلیون ودویست هزارنفر هستندحق دارند مرکزیتی داشته باشند0ولی دیگران پیشنهاد امام موسی صدر را نپذیرفتندحتی چند بار می خواستند امام موسی را ترور کنند0ولی امام موسی صدربه کمک شیعیان بعلبک آمد 0سرانجام درسال 1969میلادی موفق شد که تشکیل مجلس شیعیان را در پارلمان لبنان به تصویب برساند0
دکتر چمران می گوید:در لبنان همه جنوب کشوررا دهات شیعه تشکیل می دهد فلسطینیها برای آنکه به داخل اسراییل بروند باید از دهات شیعه عبور کنند وهنگامی که از داخل دهی شیعه نشین عبور کردند اسراییل آن ده شیعه را بمباران می کند ومردم بی گناهش را می کشد0فلسطینی ها می گویند اینها لبنانی هستند وباید دولت لبنان دیه آنها را بپردازد ودولت لبنان می گویند اینها بخاطر فلسطینی ها کشته شده اند باید فلسطینی ها پول آنها را بدهند0

این ظلمها بر جنوب لبنان بوده است0امام موسی صدر از دولت لبنان درخواست کرد که شما مسؤلیت دارید که غرامت این کشته ها را بدهید 0دولت لبنان قبول نکرد امام موسی صدر دست به مبارزه بزرگی زد و آن بستن فرودگاه لبنان توسط شیعیان بود 0در این تجمع شیعیان، به امتیازاتی دست یافتند0 باید بدانید که بسیاری از لبنانی ها شناسنامه نداشتند وبدون هویت بودند واین یکی دیگر از خواستهای مردم لبنان از دولت بود 0 بعد از اوج مبارزات مردم و عدم دریافت جواب از طرف دولت، امام موسی صدر برای نشان دادن قدرت اعلام تظاهرات در بعلبک کرد0
75000بعلبکی در این تظاهرات شرکت کردندواکثر مسلح بودندوصدای رگبار گلوله وتوپ وخمپاره به گوش می رسید0درحالی که ارتش لبنان 12000نفر بودند واین لرزه بر اندام دولت حاکم انداخت0ولی به مرور زمان دولت سعی کرد اثرات این تظاهرات بعلبک را از بین ببردوبه خصوص تفرقه بین شیعیان اندازد0امام موسی صدر درسال 1974بار دیگر مردم را به تظاهرات گسترده ای فرا خواند0این بار در شهر صور 150000نفر شرکت کردند0
هیئت حاکمه لبنان برای آنکه مردم به تظاهرات نروند،همه راهها راوجاده ها را میخ ریخت،میخهای بزرگ،عده زیادی که می خواستند خود را به این تظاهرات برسانند،مجبور بودند که از روز قبل یا از شب قبل خود رابه این تظاهرات برسانند0
اما تمام ماشینهای آنان در راه پنچر می شد ومی ماندند0
دکتر چمران می گوید:خود من از همان مدرسه جبل عامل یکی از تراکتورهای کشاورزی را که تراکتور بزرگی بود آوردم و درختهای بزرگ را از دو طرف تراکتور بستیم تا مثل جاروب روی زمین را پاک کند0تراکتور ها را فرستادیم تا این راه ها را تمیز کنند ومن خوب می دانستم هنگامیکه تراکتور ما مشغول نظافت جاده ها می شود ارتش لبنان جلوی آن را خواهد گرفت 0بنا بر این دو نفر بعلبکی را در داخل تراکتور مخفی کردم ،وآنان با لباس مخصوص خود و کلاشینکف در داخل تراکتور نشسته بودند0تراکتور هنگامی که جارو می کردومی رفت، با یک گروه سرباز بر خورد کرد0افسر آنها آمد وبه راننده تراکتوربا پرخاش گفت :تو کیستی؟ گفت من دانشجوی مدرسه جبل عامل هستم0افسر به او فحش داد واهانت کردکه تو چه حقی داری که این میخها را جمع می کنی؟ آنقدر اهانت کرد تا آن دو بعلبکی که در پشت نشسته بودند بلند شدند وکلاشینکف خود را آماده کردند وگفتند اگر یک لحظه این جا بمانی تو را وهمه افراد تو را تکه تکه خواهیم کرد 0فورا افسر سلام نظامی داد و گفت معذرت می خواهم شما را نشناخته بودم زیرا می دانست با بعلبکی نمی توانند در گیر شوند وسربازان را برداشت واز آنجا گریختند0امام موسی صدر در لبنان بزرگترین حرکت تاریخی راایجاد کرد0وی از همان ابتدا شعار لا شرقی ولا غربی را مطرح نمود0
چگونگی ربوده شدن امام موسی صدر
روابط امام موسی صدر با لیبی دوستانه نبود 0سازمانهای وابسته به لیبی در لبنان به امام صدر زیاد فحش می دادند واتهامات عجیب می زدند0در اواسط تابستان 1978امام صدر سفری به الجزایر زدو با مسؤلین آنجا وشخص –بومدین-
مذاکرات زیادی انجام داد 0واز آن زمان به بعدسازمان امل وجبهه آزادی بخش الجزایر با هم هم پیمان شدند و بعضی از مسؤلین الجزایر به روابط تیره امام صدر وقذافی رهبر لیبی اشاره کردند وپیشنهاد نمودندکه این تیرگی برطرف شود 0
امام موسی پذیرفت وارتباطاتی صورت گرفت واز طرف دولت لیبی دعوتی خاص ازامام صدر به عمل آمد 0امام صدر در تاریخ 25اوت 1978میلادی رهسپار لیبی شد 0امام تا 31 ماه اوت در آنجا بود ولی ملاقاتی با قذافی صورت نگرفت 0
امام صدر تصمیم داشت که در روز 31اوت به لبنان باز گردد0تا ساعت 5/2بعد از ظهر در جلوی هتل دیده شد،ولی بعد از آن ساعت به اتفاق شیخ محمدیعقوب و عباس بدر الدین مفقود گردید0بعضی از روزنامه های وابسنه به لیبی مثل السفیر در لبنان نوشتند که امام موسی صدر برای همکاری با انقلاب ایران ومبارزه علیه شاه مخفیانه به ایران رفته است 0
امام موسی صدر حدود 38سال پیش از ایران به لبنان می رود0 پدرش آیت الله صدر بزرگترین مرجع تقلید زمان درقم بودکه پس از وفات در قم مدفون شد0پس از چند نسل تبارش به یکی از بزرگترین دانشمندان شیعه لبنان بنام سید شرف الدین می رسد0
پسرعمویش آیت الله سید محمدباقر صدرمرجع عالیقدرشیعیان عراق بود که به همراه خواهرش بنت الهدی صدربه دست صدام شهید شد0
موسی صدر درتاریخ14/12/1307متولدشد ودر حوزه های علمیه قم و نجف اشرف ودانشگاه تهران درس خوانده ودرفلسفه دارای نبوغ کم نظیری بود0
ازهمکلاسان او آیت الله دکتر بهشتی و آیت الله موسوی اردبیلی بودند0 او اولین آخوندی است که وارد دانشگاه تهران شد ودر دانشکده حقوق
فوق لیسانس در رشته اقتصاد گرفت0وی در آن زمان به لبنان سفر کرد، ورهبر شیعیان آن روز لبنان سیدعبدالحسین شرف الدین،ازامام موسی صدر
خیلی خوشش آمدواو را جانشین خود کرد0بعد از دو سال آن بزرگوار از دنیا رفت وشیعیان جنوب لبنان طبق وصیت آن مرحوم
به ایران آمدند وآقای صدر را با اصرار به لبنان بردند(درسال1959 میلادی)
امام موسی صدر به محض ورود به لبنان به منطقه جبل عامل درجنوب لبنان می رود ودر شهر صور اقامت می گزیند وامام مسجد می شود
|
استان |
شهرستان |
احمدی نژاد |
رضایی |
کروبی |
موسوی |
کل آرای ماخوذه |
باطله ماخوذه |
آرای صحیح |
|
فارس |
آباده |
43723 |
516 |
343 |
13820 |
58844 |
442 |
58402 |
|
فارس |
ارسنجان |
21412 |
180 |
40 |
4378 |
26144 |
134 |
26010 |
|
فارس |
استهبان |
30303 |
350 |
373 |
10810 |
42233 |
397 |
41836 |
|
فارس |
اقليد |
41053 |
479 |
158 |
13194 |
55390 |
506 |
54884 |
|
فارس |
بوانات |
26763 |
114 |
48 |
3026 |
30093 |
142 |
29951 |
|
فارس |
پاسارگاد |
16127 |
108 |
36 |
3626 |
20004 |
107 |
19897 |
|
فارس |
جهرم |
98905 |
872 |
544 |
19747 |
121280 |
1212 |
120068 |
|
فارس |
خرم بيد |
24958 |
200 |
54 |
4228 |
29592 |
152 |
29440 |
|
فارس |
خنج |
10834 |
84 |
236 |
6490 |
17738 |
94 |
17644 |
|
فارس |
داراب |
79211 |
770 |
687 |
20848 |
102299 |
783 |
101516 |
|
فارس |
رستم |
32288 |
372 |
311 |
10054 |
43065 |
40 |
43025 |
|
فارس |
زرين دشت |
29944 |
181 |
127 |
4013 |
34383 |
118 |
34265 |
|
فارس |
سپيدان |
48066 |
351 |
140 |
12474 |
61283 |
252 |
61031 |
|
فارس |
سروستان |
17215 |
155 |
480 |
4124 |
22190 |
216 |
21974 |
|
فارس |
شيراز |
568009 |
12233 |
7078 |
352082 |
947168 |
7766 |
939402 |
|
فارس |
فراشبند |
17808 |
156 |
83 |
6117 |
24323 |
159 |
24164 |
|
فارس |
فسا |
91801 |
915 |
1987 |
24981 |
120734 |
1050 |
119684 |
|
فارس |
فيروزآباد |
58548 |
418 |
100 |
14586 |
74152 |
500 |
73652 |
|
فارس |
قيروكارزين |
31013 |
127 |
79 |
7264 |
38680 |
197 |
38483 |
|
فارس |
كازرون |
102498 |
863 |
389 |
34839 |
139642 |
1053 |
138589 |
|
فارس |
لارستان |
76840 |
1022 |
850 |
37134 |
116738 |
892 |
115846 |
|
فارس |
لامرد |
36596 |
500 |
172 |
11105 |
48593 |
220 |
48373 |
|
فارس |
مرودشت |
135140 |
1323 |
510 |
36177 |
174291 |
1141 |
173150 |
|
فارس |
ممسني |
43782 |
950 |
1011 |
27862 |
74108 |
503 |
73605 |
|
فارس |
مهر |
20528 |
306 |
142 |
13007 |
34184 |
201 |
33983 |
|
فارس |
ني ريز |
54661 |
326 |
299 |
10778 |
66149 |
85 |
66064 |
|
|
|
1758026 |
23871 |
16277 |
706764 |
2523300 |
18362 |
2504938 |
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه
رييس محترم و دانشگاهيان عزيز، اساتيد و دانشجويان
ابتدا سلام عرض ميكنم و خداوند عزيز حكيم را شاكرم كه توفيق حضور در يك محيط علمي و در جمع جويندگان حقيقت و پژوهشگران عرصه علم و معرفت را عنايت فرمود.
ميخواهم در اين جلسه ارزشمند درباره ارزش علم و عالم با شما سخن بگويم.
اساتيد و علما، چراغهاي فروزاني هستند كه هر كدام در عرصه، نورافشاني و واديهاي تاريك و مبهم را روشن ميكنند و بشر را از سردرگمي و جهل نجات مي دهند.
كليدهاي فهم واقعيتهاي جهان در دست دانش پژوهان و معرفت جويان است.
عرصههاي كشف نشده و عوالم ناپيدا و علوم دست نيافته اندازه ندارد و پنجرههاي بسته با مجاهدت و تلاش عالمان به سوي حقايق گشوده ميگردد.
با هر تلاش دريچهاي باز ميشود و حقيقتي مكشوف ميگردد.
در هر زمان كه شان رفيع علم و معرفت محفوظ مانده و عالمان و محققان با احترام و تكريم مواجه بودهاند بشر گامهاي بلندي در تعالي و كمال مادي و معنوي برداشته است و بالعكس در هر دوره كه علم و عالم مغضوب و منفور بودهاند، آن دورهها در تاريخ بشر ، تاريك بوده و بشريت در زندان جهل و غفلت خود محبوس مانده است.
اگر فطرت بشر كه رمز تداوم حقيقت جويي و تلاش براي كشف حقايق است نبود، انسان در اسارت جهل باقي ميماند و راههاي سعادت بشر مفتوح نميشد.
فطرت وديعه ماندگار خداوند تعالي در نهاد انسان است.
همان خدايي كه بشريت را به جهان آورد و معرفت را اولين و بزرگترين هديه خويش به او معرفي كرد تا بشر بتواند او را بشناسد.
در داستان حضرت آدم (ع) محاجهاي بين ملائكه و خداوند در گرفت . آنان بشر را موجودي سفاك و ماجراجو پنداشتند و به خداوند اعتراض كردند، پاسخ اين بود من ميدانم چيزي را كه شما نميدانيد. آن گاه خداوند حقايق عالم را به آدم آموخت و او به فرمان خدا آنان را بر ملائكه عرضه كرد.
آنان از درك حقايق عاجز ماندند و سپس خداوند فرمود نگفتم من عالم غيب آسمانها و زمين هستم، اين چنين بود كه آدم مسجود ملائكه شد.
در ماموريت همه انبياء الهي سخن اول تلاوت آيات و نشانههاي حق و تعليم كتاب و حكمت همراه با تزكيه و پاكي بوده است و در مورد حضرت عيسي آمده است: "ويعلمه الكتاب و الحكمه و التوريه و الانجيل و رسولا الي بني اسرائيل اني قدجئتكم بايه من ربكم"
يعني به او كتاب و حكمت و تورات و انجيل ميآموزد و او پيامبر به سوي بني اسرائيل است به راستي كه من از جانب خدا نشانهاي آوردهام.
قران كريم سوره علق اولين كلامي كه بر پيامبر اسلام نازل شد دستور به خواندن بود.
اقرا باسم ربك الذي خلق (بخوان به نام پروردگارت كه خلق كرد) و در ادامه فرمود اقرا و ربك الاكرم(بخوان به نام پروردگارت كه گراميترين است) الذي علم بالقلم علم الانسان مالم يعلم (او كه با قلم آموخت و آموخت به انسان آنچه را نميدانست)
ملاحظه ميفرماييد كه در چند آيهاي كه اول بار بر پيامبر اسلام نازل شد بحث از قرائت ، تعليم و قلم است و اين آيات خداوند را به عنوان معلم انسان معرفي ميكند معلمي كه به انسان هر چه را كه نميدانست آموخت.
در بياني ديگر رسالت پيامبر اسلام را اين طور بيان ميفرمايد كه او كسي است كه از بين مردم عامي پيامبري را از خودشان برانگيخت تا آنان را از آلودگيهاي فكري و اعتقادي و اخلاقي پاك كند و به آنان كتاب و حكمت بياموزد.
تمام سخن و پيام انبياء الهي عبور دادن انسان از تاريكيهاي جهل ، غفلت خرافه ، اخلاق ناصواب و انديشههاي نادرست به سوي علم، معرفت، نور و اخلاق صحيح است.
علم را به نور معنا و تعريف كردهاند ، علم يعني روشنايي و علم حقيقي علمي است كه بشر را از گمراهي نجات دهد و نافع به حال او باشد.
در يكي از تعابير بلند آمده است كه علم نوري است كه خداوند در قلب كساني كه بخواهد ميافكند.
در اين بيان علم هديهاي الهي و قلب جايگاه اين هديه معرفي شده است.
اگر قبول كنيم كه علم به مفهوم نور است آنگاه دايره آن از حوزه علوم تجربي فراتر ميرود و هر حقيقت پيدا
ادامه مطلب
|
نام صندوق |
احمدي |
مرادي |
بناوي |
عربي |
همتي |
قائدي |
رشيدي |
جمع كل |
|
باقري |
401 |
154 |
202 |
14 |
4 |
4 |
30 |
809 |
|
مصيري خ |
199 |
155 |
237 |
6 |
7 |
5 |
20 |
629 |
|
مصيري ب |
343 |
174 |
234 |
0 |
7 |
22 |
18 |
798 |
|
برد كوه |
690 |
65 |
14 |
0 |
11 |
27 |
22 |
829 |
|
حاجي كوهي |
126 |
128 |
162 |
0 |
8 |
5 |
122 |
551 |
|
كارخانه قند |
82 |
66 |
610 |
0 |
0 |
1 |
1 |
760 |
|
شوسني |
56 |
164 |
618 |
0 |
1 |
3 |
17 |
859 |
|
ضامني |
316 |
132 |
615 |
1 |
0 |
18 |
7 |
1089 |
|
عبدالهي |
82 |
56 |
298 |
0 |
2 |
1 |
1 |
440 |
|
بابا گوري |
321 |
115 |
26 |
14 |
0 |
0 |
4 |
480 |
|
بابا ميدان زير |
295 |
326 |
219 |
63 |
24 |
19 |
47 |
993 |
|
بابا ميدان سفلي |
248 |
583 |
77 |
5 |
10 |
20 |
4 |
947 |
|
تل گر |
155 |
312 |
107 |
33 |
6 |
12 |
18 |
643 |
|
منگودرز |
93 |
160 |
333 |
1 |
2 |
70 |
21 |
680 |
|
تل افغان |
38 |
168 |
225 |
1 |
1 |
42 |
19 |
494 |
|
شيخي زير دو |
214 |
314 |
40 |
5 |
4 |
64 |
48 |
689 |
|
بخش زير دو |
225 |
70 |
93 |
3 |
8 |
20 |
77 |
496 |
|
دشتك |
433 |
135 |
53 |
1 |
1 |
10 |
4 |
637 |
|
شحنه |
270 |
326 |
23 |
1 |
0 |
5 |
38 |
663 |
|
پيراشكفت |
126 |
96 |
17 |
0 |
0 |
1 |
9 |
249 |
|
دهنو مقيمي |
98 |
447 |
183 |
4 |
4 |
242 |
28 |
1006 |
|
حبيب آباد |
246 |
33 |
16 |
1 |
0 |
1 |
0 |
297 |
|
دهنو مركزي |
119 |
158 |
218 |
5 |
6 |
13 |
28 |
547 |
|
كرم آباد |
125 |
172 |
207 |
0 |
0 |
16 |
15 |
535 |
|
منصور آباد |
113 |
422 |
208 |
1 |
3 |
21 |
36 |
804 |
|
دهنو سادات |
149 |
385 |
284 |
1 |
1 |
51 |
26 |
897 |
|
تل بندو |
144 |
454 |
110 |
32 |
1 |
12 |
16 |
769 |
|
عرب |
372 |
292 |
420 |
19 |
6 |
9 |
11 |
1129 |
|
اكبري |
142 |
207 |
67 |
0 |
1 |
52 |
13 |
482 |
|
كوپن خ |
105 |
240 |
113 |
11 |
14 |
63 |
12 |
558 |
|
كوپن مختلط |
92 |
227 |
61 |
27 |
5 |
73 |
19 |
504 |
|
كوپن وسطي |
8 |
421 |
131 |
1 |
4 |
26 |
33 |
624 |
|
مراسخون |
199 |
345 |
311 |
4 |
9 |
52 |
24 |
944 |
|
حسين آباد ب |
124 |
153 |
141 |
9 |
0 |
33 |
7 |
467 |
|
حسين آباد خ |
49 |
173 |
252 |
6 |
0 |
32 |
40 |
552 |
|
پرين |
105 |
75 |
45 |
7 |
9 |
263 |
70 |
547 |
|
نوگك |
42 |
46 |
3 |
0 |
0 |
637 |
3 |
731 |
|
كناره |
194 |
125 |
36 |
0 |
3 |
290 |
1 |
649 |
|
گلبابكان |
143 |
123 |
154 |
2 |
12 |
108 |
2 |
544 |
|
تيرازجان |
139 |
94 |
310 |
4 |
6 |
11 |
45 |
609 |
|
فارياب |
75 |
260 |
28 |
0 |
2 |
65 |
35 |
465 |
|
پهون |
200 |
508 |
67 |
0 |
0 |
5 |
3 |
783 |
|
دشت |
177 |
221 |
2 |
5 |
0 |
12 |
12 |
429 |
|
اميرايوب |
49 |
166 |
49 |
1 |
2 |
16 |
12 |
295 |
|
سالاري |
114 |
129 |
31 |
3 |
0 |
21 |
0 |
298 |
|
قلعه مورد |
131 |
345 |
14 |
1 |
1 |
17 |
44 |
553 |
|
ميدجان |
118 |
112 |
16 |
1 |
1 |
58 |
31 |
337 |
|
تلخاب |
36 |
128 |
15 |
0 |
0 |
31 |
10 |
220 |
|
جمع كل |
8321 |
10160 |
7695 |
293 |
186 |
2579 |
1103 |
30337 |
