تبليغاتX
بهشت گمشده

بهشت گمشده

  بسم الله الرحمن الرحیم
                                     اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه

رييس محترم و دانشگاهيان عزيز، اساتيد و دانشجويان
ابتدا سلام عرض مي‌كنم و خداوند عزيز حكيم را شاكرم كه توفيق حضور در يك محيط علمي و در جمع جويندگان حقيقت و پژوهشگران عرصه علم و معرفت را عنايت فرمود.
مي‌خواهم در اين جلسه ارزشمند درباره ارزش علم و عالم با شما سخن بگويم.
اساتيد و علما، چراغهاي فروزاني هستند كه هر كدام در عرصه، نورافشاني و وادي‌هاي تاريك و مبهم را روشن مي‌كنند و بشر را از سردرگمي و جهل نجات مي دهند.
كليدهاي فهم واقعيتهاي جهان در دست دانش پژوهان و معرفت جويان است.
عرصه‌هاي كشف نشده و عوالم ناپيدا و علوم دست نيافته اندازه ندارد و پنجره‌هاي بسته با مجاهدت و تلاش عالمان به سوي حقايق گشوده مي‌گردد.
با هر تلاش دريچه‌اي باز مي‌شود و حقيقتي مكشوف مي‌گردد.
در هر زمان كه شان رفيع علم و معرفت محفوظ مانده و عالمان و محققان با احترام و تكريم مواجه بوده‌اند بشر گامهاي بلندي در تعالي و كمال مادي و معنوي برداشته است و بالعكس در هر دوره كه علم و عالم مغضوب و منفور بوده‌اند، آن دوره‌ها در تاريخ بشر ، تاريك بوده و بشريت در زندان جهل و غفلت خود محبوس مانده است.
اگر فطرت بشر كه رمز تداوم حقيقت جويي و تلاش براي كشف حقايق است نبود، انسان در اسارت جهل باقي مي‌ماند و راههاي سعادت بشر مفتوح نمي‌شد.
فطرت وديعه ماندگار خداوند تعالي در نهاد انسان است.
همان خدايي كه بشريت را به جهان آورد و معرفت را اولين و بزرگترين هديه خويش به او معرفي كرد تا بشر بتواند او را بشناسد.
در داستان حضرت آدم (ع) محاجه‌اي بين ملائكه و خداوند در گرفت . آنان بشر را موجودي سفاك و ماجراجو پنداشتند و به خداوند اعتراض كردند، پاسخ اين بود من مي‌دانم چيزي را كه شما نمي‌دانيد. آن گاه خداوند حقايق عالم را به آدم آموخت و او به فرمان خدا آنان را بر ملائكه عرضه كرد.
آنان از درك حقايق عاجز ماندند و سپس خداوند فرمود نگفتم من عالم غيب آسمانها و زمين هستم، اين چنين بود كه آدم مسجود ملائكه شد.
در ماموريت همه انبياء الهي سخن اول تلاوت آيات و نشانه‌هاي حق و تعليم كتاب و حكمت همراه با تزكيه و پاكي بوده است و در مورد حضرت عيسي آمده است: "ويعلمه الكتاب و الحكمه و التوريه و الانجيل و رسولا الي بني اسرائيل اني قدجئتكم بايه من ربكم"
يعني به او كتاب و حكمت و تورات و انجيل مي‌آموزد و او پيامبر به سوي بني اسرائيل است به راستي كه من از جانب خدا نشانه‌اي آورده‌ام.
قران كريم سوره علق اولين كلامي كه بر پيامبر اسلام نازل شد دستور به خواندن بود.
اقرا باسم ربك الذي خلق (بخوان به نام پروردگارت كه خلق كرد) و در ادامه فرمود اقرا و ربك الاكرم(بخوان به نام پروردگارت كه گرامي‌ترين است) الذي علم بالقلم علم الانسان مالم يعلم (او كه با قلم آموخت و آموخت به انسان آنچه را نمي‌دانست)
ملاحظه مي‌فرماييد كه در چند آيه‌اي كه اول بار بر پيامبر اسلام نازل شد بحث از قرائت ، تعليم و قلم است و اين آيات خداوند را به عنوان معلم انسان معرفي مي‌كند معلمي كه به انسان هر چه را كه نمي‌دانست آموخت.
در بياني ديگر رسالت پيامبر اسلام را اين طور بيان مي‌فرمايد كه او كسي است كه از بين مردم عامي پيامبري را از خودشان برانگيخت تا آنان را از آلودگي‌هاي فكري و اعتقادي و اخلاقي پاك كند و به آنان كتاب و حكمت بياموزد.
تمام سخن و پيام انبياء الهي عبور دادن انسان از تاريكي‌هاي جهل ، غفلت خرافه ، اخلاق ناصواب و انديشه‌هاي نادرست به سوي علم، معرفت، نور و اخلاق صحيح است.
علم را به نور معنا و تعريف كرده‌اند ، علم يعني روشنايي و علم حقيقي علمي است كه بشر را از گمراهي نجات دهد و نافع به حال او باشد.
در يكي از تعابير بلند آمده است كه علم نوري است كه خداوند در قلب كساني كه بخواهد مي‌افكند.
در اين بيان علم هديه‌اي الهي و قلب جايگاه اين هديه معرفي شده است.
اگر قبول كنيم كه علم به مفهوم نور است آنگاه دايره آن از حوزه علوم تجربي فراتر مي‌رود و هر حقيقت پيدا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 26 خرداد1387ساعت 22:29  توسط موسوی  |