آمار گوناگون - تاریخ ممسنی (واقعه سید اسماعیل شبانکاره)

گوناگون

         

سید اسماعیل وسید حسن شبانکاره از تجار معروف دشتستان 3لنج تفنگ ازنوع فتیله ای ازانگلستان به ایران وارد می کنند0این موضوع باطلاع ملک التجاردرفارس میرسد0وی به مظفرالدین شاه قاجار گزارش می دهد0شاه دراسرع وقت به دریا بیگی حکومت بوشهر دستور توقیف واخذ جرم جهت وارد کردن 3لنج صادر می گردد0سیداسماعیل باازدست دادن سرمایه اش ودادن جرم از دارایی ساقط می شودومحل مسکونی خود راترک ومتواری می گردد0ولی بعداز چند مدت سرگردانیباهمسر وفرزندانش به تهران می رودودرشمیران ساکن می گردد0همسر سیداسماعیل زنی با سوادبودوبرای امرارمعاش در تهران مشغول مکتب داری می شود0دختران مظفرالدین شاه برای درس خواندن به مکتب می روندومتوجه می شوندکه معلم دارای لهجه عربی است0این موضوعدرخانواده شاه مطرح می گردد0خاله شاه به مکتب خانه رفته واز همسرسبانکاره سوالاتی می پرسدکه اهل کجاهستی وازکجا امده ای0 وی می گویدکه اهل نجف هستم وباسیداسماعیل ازدواج کرده ام0خاله شاه می پرسد چطوری اینجا امده ای همسر سیداسماعیل واقعه را از سیرتا پیاز می گویدخاله شاه ازروی دلسوزی داستان سید اسماعیل را به شاه می گوید0شاه ازروی ترحم وی را می طلبد0

قبل ازاینکه سیداسماعیل به حضورشاه برسد حاج معین التجار ازجریان آگاه می شود0وی سیداسماعیل راتشویق میکند ازمظفرالدین درخواست کند کار وصول  مالیات درمنطقه شولستان که نزدیک زادگاهش دشتستان است به او بدهد0

حاج معین التجار شاه را نیز می بیندومی گویدکه اهالی منطقه ممسنی سلحشوروگردنکش هستند وچون نسبت به سادات احترام خاصی قایلند خوب است که اخذ مالیات آن منطقه را به سیداسماعیل واگذار کندتاوصول مالیات آسانتر گردد0

پیشنهاد حاج معین التجارمورد قبول مظفرالدین شاه قرار می گیرد0وصول مالیات ممسنی رابه سیداسماعیل شبانکاره تقدیم می کند0 سیداسماعیل برای اخذ مالیات به ممسنی می آید ولی مردم ممسنی به خواسته ونظر اواهمیت نمی دهندواورا باخفت از ممسنی بیرون می رانند0اسماعیل  یکسره به تهران می رودوموضوع سرکشی مردم ممسنی رابه اطلاع حاج معین التجار بوشهری می رساند0معین التجار باا اغفا ل سیداسماعیل  تیول مالیاتی راکه به او واگذارشده بود بین خود وسیداسماعیل تقسیم می کند0

او پس از اخذ سند مالکیت  نماینده ای ازطرف سیداسماعیل برای وصول ما لیا ت به ممسنی اعزام می کند  مردم ممسنی از نماینده شبانکاره می خواهند هرچه زودترممسنی را ترک کند0حاج معین التجار با اطلاع از این موضوع تمام امکانات خودرادر این راه بسیج می کندوهمراه قوای دولتی جهت اخذ مالیات به ممسنی می اید0 چون مردم ازسواد وفرهنگ محروم بودند حاج معین التجار بوشهری آنهارابه سرکشی ورویارویی درمقابل نیروهای دولتی متهم ساخت وبه این ترتیب به چپاول خود در ممسنی ادامه می دهد وسرانجام منجر به عقد قراردادی میان حاج معین التجار وبزرگان وخوانین ممسنی درسال 1318هجری می گردد 0این قرادداد هنوز اثر سوءخود رادارد ولی اکنون مردم به این قرارداد اهمیتی نمی دهند

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 مهر1386ساعت 0:16  توسط موسوی  | 

 
>